نون سنگک
سلام جوجو برای کمک رفتیم ارایشگاه شمام مهد چون دم عید شلوغ بود برای نهار رفتیم نان خریدیم روش قلب بود شیطون ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
2:40
نون سنگک
سلام جوجو برای کمک رفتیم ارایشگاه شمام مهد چون دم عید شلوغ بود برای نهار رفتیم نان خریدیم روش قلب بود شیطون ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
2:40
تولد پنج سالگی
سلام نفس مامان دونه سیب تولدت مبارک امسال تولدت رو تو مهد گرفتم و کلی دوست پیدا کردی امیر علی رو از همه بیشتر دوست داری البته کوچیکه چون دو تاهستم و یکشون بزرگه اینجوری اسم گذاشتی چون خونه رو عوض کرده بودیم زیاد نتونستم برات بریز و بپاش کنم تم بالرین بود بهت خیلی خوش گذشت ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
2:38
سال نو مبارک
سلام عشقم عیدت مبارک تا بعدا برا سر فرصت تعریف کنم و عکس بزارم اینم سفره هفتسین و دختر قران خون من بعدم برام دعا کردی تازه براتون رشته پولو پختم گل نازم ان شاالله شاد باشی و غم رو نشناسی ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
5:01
سال نو مبارک
سلام عشقم عیدت مبارک تا بعدا برا سر فرصت تعریف کنم و عکس بزارم اینم سفره هفتسین و دختر قران خون من بعدم برام دعا کردی تازه براتون رشته پولو پختم گل نازم ان شاالله شاد باشی و غم رو نشناسی ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
5:00
سال نو مبارک
سلام عشقم عیدت مبارک تا بعدا برا سر فرصت تعریف کنم و عکس بزارم اینم سفره هفتسین و دختر قران خون من بعدم برام دعا کردی تازه براتون رشته پولو پختم گل نازم ان شاالله شاد باشی و غم رو نشناسی ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
5:00
موجهای آبی
اجوجه اردک زشت مامان سلام امروز با خاله سحر رفتیم موج های ابی البیه مامان و خواهر و زن عموش هم بودن حسابی خوش گذروندی و سرسره بازی و موج بازی کردی این عکس لابی ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
2:40
نیلیا
سلام صاحب یه دوست جدید شدی بعد کلی سختی و ماجرای سخت و غم انگیز برادرش به دنیا اومد نفسم خدا حفظش کنه چون دوست ندارم ناراحتت کنم بعدا که عاقل تر شدی برات تعریف میکنم ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
3:55









